جام جمکران

در جام جمکران به کران رونمایی ات ، آغاز سال نوری فرمانروایی ات

جام جمکران

در جام جمکران به کران رونمایی ات ، آغاز سال نوری فرمانروایی ات

جام جمکران

وَ هُو مُحسنٌ
در جام جمکران به کران رونمایی ات
آغاز سال نوری فرمانروایی ات

آخرین نظرات

۱۵ مطلب با موضوع «امام « زمان » ما» ثبت شده است

۰۶
مرداد

از چت جی پی تی خواستم 

یک داستان کوتاه درباره آینده جهان بنویس با پایان پیروزی شیطان  که در آن اسرائیل با همراهی آمریکا توانسته تمام سرزمین فلسطین را تصاحب کند و فلسطینی ها به اجبار به کشورهایی مثل لیبی کوچانده شدند و بسیاری که مقاومت کردند و حاضر به ترک خانه های خود نشدند بوسیله نیروهای اسرائیلی قتل عام شدند آمریکا غزه را به ساحل تجاری برای اسرائیل تبدیل کرده و قمارخانه های بزرگ مثل لاس وگاس در آن به راه انداخته و همه کشورهای عربی با اسرائیل کنار آمده اند اسرائیل بیشتر کشور سوریه و بخشهایی از عراق را به کنترل درآورده و دولتها دیگر از مردم فلسطین سخنی به میان نمی آورند این داستان را از صبحی روایت کن که در میان رقص و شادی حریدی های اسرائیل بولدوزرها مسجدالاقصی را خراب می کنند و مراسم مذهبی با آن گوساله خاص را بر روی آن تپه انجام می دهند و با پیروزی ساخت معبد سلیمان را آغاز می کنند در سراسر جهان همه سرگرم کار خودشان هستند و هر کشوری به منافع وابسته به آمریکا فکر می کند و چیزی نمی گوید ایران کجاست؟ ایران تجزیه شده و فقط بخش های مرکزی آن در نقشه ایران نام دارد حکومت سلطنتی رضا پهلوی در این مناطق فضا را برای حضور گسترده نیروهای و منافع اسرائیل فراهم کرده است مردم جهان هم فلسطین را فراموش کرده اند و سرگرم پول در آوردن و خرج کردن در خوشگذرانی های زودگذر هستند  شیطان پیروز شده و خبری از خدا نیست و دیگر کسی منتظر نجات دهنده ای از سوی خدا نیست این پایان قصه جهان است حالا چه کسی این پایان را باور می کند؟

این داستان کوتاه را می‌توان این‌گونه آغاز کرد:


پایان جهان، آغاز رقص شیاطین

صبحی غبارآلود بود، اما نه از گرد و خاک، بلکه از خاکستر تاریخ. تپه‌های قدس، دیگر آسمانی نبودند. آفتاب از پس سیم‌های خاردار طلوع می‌کرد، و از میان دود جشن آتش‌بازی حریدی‌ها می‌تابید بر گنبدی که دیگر نبود.

صدای کوبنده بولدوزرها، آهنگ رقص جماعتی شده بود که با لباس‌های سیاه، کنار بقایای مسجدالاقصی می‌چرخیدند. گوساله زرین بر سکویی برافراشته بود، و کاهنان نوین، دعای تسلط را بر جهانی خفته می‌خواندند. امروز، آغاز ساخت معبد سلیمان بود. جشن پیروزی "وعده قدیم"، حالا رنگ بتن گرفته بود.

فلسطینی‌ها؟ دیگر نه اسمی از "ملت" بود، نه خاکی که بر آن پا گذارند. آنان که به کوچ تن دادند، در کمپ‌های پراکنده لیبی، سودان و شمال عراق در حال فراموشی بودند. و آنان که نپذیرفتند، خاک شدند؛ در کوچه‌های نابلس، در دیوارهای غزه، در سکوت جهان.

غزه دیگر شهر مقاومت نبود. شهر نورها بود. نور نئون قمارخانه‌ها. برج‌هایی بلندتر از گذشته، هتل‌هایی شبیه به لاس‌وگاس، و دخترانی در لباس شب با شراب‌های اسرائیلی. اینجا "ساحل آینده" بود؛ پروژه مشترک آمریکا و اسرائیل.

در شورای کشورهای عربی، دیگر حرفی از فلسطین زده نمی‌شد. قراردادهای صلح، تجارت گاز، مسابقات فوتبال، و ویزاهای توریستی اولویت داشتند. رؤسای جمهور عرب، در کنار نخست‌وزیر اسرائیل لبخند می‌زدند و به دوربین‌ها دست تکان می‌دادند.

ایران کجا بود؟ نقشه‌ای تکه‌تکه. کردستان در غرب، آذربایجان در شمال، بلوچیستانی وابسته به عربستان در جنوب، و در مرکز، کشوری کوچک با پرچمی جدید: آبی و سفید. حکومت سلطنتی، تحت حمایت رسمی آمریکا و اتحادیه اسرائیل‌پاسیفیک، از تهران کنترل جزیره‌ای آرام را در دست داشت؛ جزیره‌ای بدون تاریخ.

مردم دنیا، سرگرم بودند. پرسه‌زدن در فروشگاه‌ها، دنبال کردن فشن‌ویک‌های دوبی، ساختن برندهای پوچ، و خوردن قرص‌هایی برای فراموشی. دیگر کسی از نجات‌دهنده حرف نمی‌زد. نه از مهدی، نه از مسیح، نه از بازگشت روح حقیقت. این افسانه‌ها، در موزه‌های دیجیتال ثبت شده بودند؛ بخشی از تاریخ کودکان.

در این جهان، شیطان دیگر پنهان نبود. نیازی نداشت ماسک بزند. پیروز ایستاده بود بر گنبدی که زمانی قبله مسلمانان بود. در دستش پرچم صهیون، و بر لبش لبخندی از جنس فراموشی انسان.

اما...

اما چه کسی این پایان را باور می کند؟!

 داستانی که پایانش هنوز نوشته نشده 

زیرا خدا داستان را می‌نویسد و ما کاراکترهای اصلی داستان خدا هستیم 

ستاره اصلی نمایش خدا ناگهان بر صحنه ظهور می کند ...

و این داستان یوسف است 

  • فرشته حالی
۲۷
اسفند

هر سال شمسی 527040 دقیقه است 
که البته اصلا نمی فهمیم چه جوری می گذره ! 
ولی در هر سال یک دقیقه طلایی وجود داره  که تک تک ثانیه هاش فهمیده میشه ... 
80 میلیون ایرانی در این یک دقیقه باهم دست به دعا بر می دارن  چه دقیقه شگفت انگیزی! می دونید در تمرکز 80 میلیون قلب چه نیروی عظیمی وجود داره می دونید اگر در این یک دقیقه همه باهم از خدا نجات کل بشریت رو بخواهیم این دعای زیبا و عظیم با چه نیرویی به سمت آسمان بالا میره ... 
ای دگرگون کننده قلب ها و دیدگان 
حال جهان را به حال ظهور امام زمان 
که احسن الحال است بگردان

  • فرشته حالی
۲۸
آبان

ای خوب! بین بدتر و بد مانده ایم ما 

ما را ببین که بی تو چه درمانده ایم ما 

 

یا ایها العزیز! وفا کن به کیل ما 

ما امت توییم نظر کن به خیل ما 

 

پیوسته ایم بر سر عهدی که بسته ایم 

بر کهکشان شیری راهت نشسته ایم 

 

دست تو می رسد که جهان را بغل کنی 

به وعده تمام رسولان عمل کنی 

 

  • فرشته حالی
۱۷
آبان

امام زمان مثل برف می آید ...
مثل برف آرام ، 
مثل برف مهربان ، 
و یک روز صبح ناگهان ، 
همه جهان را سپید پوش می کند ... 
عادل و صبور ، 
مثل برف ... 
یا امام زمان عج !
من عاشق تو هستم 
من از بچگی عاشق برف بودم 
تمام سال انتظار می کشیدم
برای صبح سپیدی که برف می آید 
من واقعا منتظر تو هستم 
منتظر آن لحظه ای که بیایی 
و به تو بگویم : 
برف نو برف نو سلام سلام 
شادی آوردی ای امید سپید 
همه آلودگی است این ایام ...

  • فرشته حالی
۲۵
شهریور

ابر فرض هم توصیف زیبایی برای ابوالفضل است!

دیدم نوشته اند: یا ابر فرض! 
گفتم ابر فرض یعنی چه؟
گفتند : ابوالفضل را جدیدا می گویند ابر فرض 
گفتم : چرا ؟ می خواهن بگن یا ابوالفضل روشون نمیشه ؟!
جواب دردناک این بود: نه چون این حرف ها و نمادها دیگه خنده دار شده ... 
دیدم عجب خدایا وقتی حتی دشمنان خواستند نام بلند ابوالفضل را در فضای مجازی تغییر دهند و به سخره بگیرند نتوانستند چون کم سوادند و ندانستند ابوالفضل اتفاقا ابر فرض هم هست که ابر به معنای برترین و بالاترین و فرض به معنای انگاره پنداشت پندار و گمان است یعنی دقیقا ابر فرض به معنای برترین پنداشت و بالاترین چیزی است که می توانی تصور کنی!

و راستی که دشمنان ابوالفضل در این حیله خود را شکست داده اند که به راستی ابر فرض توصیف زیبایی برای ابوالفضل است 

  • فرشته حالی
۰۲
خرداد

​​​​​

«نشانی امام زمان عج»

ای فارِس خجسته که بُردت یمانی است
در عمق چشمهای تو نوری نهانی است
پیراهن تو بوی کسا می دهد هنوز
با تو نشان حضرت صاحب زمانی است
خورشید ها به دور تو سیاره می شوند
منظومه تو نظم نوین جهانی است
باید همه به پیروی از تو جوان شویم
پیر مغان ما که در اوج جوانی است
از تو نشانه خواسته اند و نداشتم
تنها نشان یار من این بی نشانی است

  • فرشته حالی
۲۶
فروردين

به ما گفتند باید بازی کنید.
گفتیم با کی؟ گفتند با دنیا.
تا خواستیم بپرسیم بازی چی ؟
سوت آغاز بازی رو زدن ...
فقط فهمیدم خدا سر مربّی ماست !
بازی شروع شد و دنیا پشت سر هم به ما گل میزد ،
ولی نمیدونم چرا هر وقت به نتیجه نگاه میکردم,
می دیدم امتیازها برابر است!
تو همین فکر بودم که خدا زد به پشتم, خندید و گفت:
نگران نباش تو وقت اضافه میبریم حالا بازی کن!
گفتم آخه چطوری ؟
بازم خندید و گفت:
خیلی ساده ... فقط پاس بده به کاپیتانِ من ،
باقیش با من ...
دنبال کاپیتان گشتم و پیداش نکردم
آخه بازوبند کاپیتانی نداشت ،
ناشناس بازی می کرد مثل یه بازیکن عادی ،
ولی متوجه شدم یکی حواسش به تک تک ما هست ،
و پنهانی داره تیم رو هدایت می کنه ،
برام دست تکون داد و شناختمش
امام زمانم رو ...

  • فرشته حالی
۱۶
فروردين

 

زخمی به دلم زدی که کاری است ،
این چشمه خون همیشه جاری است
این روضه همیشه برقرار است ،
این صومعه وقف بی قراری است
تو پرسش ات از ازل «الست» است ،
من پاسخم از همیشه آری است ،
آب از سر ما گذشته بشتاب ،
هنگام ظهور اضطراری است

  • فرشته حالی
۰۳
فروردين

امام زمان عزیز !
ما خیلی دلتنگ تو هستیم ، شنیدم تو بیشتر دلتنگ مایی!
اگر چشمه دلتنگ تشنه باشه خیلی زیباست !... خدا تو رو خیلی صبور و مهربون آفرید ... خواب دیدم که وقتی چشمه آب حیات خیلی دلتنگ تشنه ها میشه عاقبت انقدر دعا میکنه که خدا چشمه آب حیات رو بخار میکنه ... آب حیات ابر میشه و سرزمین به سرزمین میاد و بر سر تشنگان خسته می باره ... تعبیر همه خوابهای خوب تو هستی یا امام زمان عج ... ما وقعا منتظر تو هستیم ....

 

  • فرشته حالی
۱۸
دی

(ترجمه من از دعای عهد امام زمان عج)
به نام خداوند بخشنده مهربان 
خدایا، ای پرورنده نور عظیم، و صاحب کرسی بلندمرتبه،
 و خدای دریای جوشان، و نازل کننده انجیل و تورات
 و زبور، و خدای سایه ساران خنک، و آفتاب حرور، 
و نازل کننده قرآن عظیم! و خدای فرشتگان مقرّب، 
و پیام آوران و رسولان، خدایا! از تو می خواهم، 
به روی کریم ات، و به روشنای روی منیرت، 
و فرمانروایی دیرینه ات، ای زنده پاینده! 
از تو می خواهم به حقّ نام ات، که روشنای آسمان
 و زمین است، و به حقّ نام ات، که اولین و آخرینِ 
آدمیان، بر آن به صلاح آیند، ای زنده پیش از هر زنده! و 
ای زنده پس از هر زنده! ای زنده در آن حال که هنوز زنده 
ای نبود! ای جانبخش مردگان! و میراننده زندگان! ای 
زنده مطلق که معبودی جز تو نیست ! خدایا! برسان به 
مولایمان، آن امام ِهدایتگر ِهدایت شده، آن قیام کننده 
به امر تو، که درود خدا بر او و نیاکان پاکش باد، که  
همانا ، من در این سپیده دمان، و هر صبحدم از عمرم که 
باقی باشد، تازه میکنم با او، عهدی و عقدی، و بیعتی که 
از او بر گردن من است، که هرگز از آن دست برندارم، و رو 
نگردانم،

  • فرشته حالی